متن مرتبط با «لِیْلَرَم» در سایت نوشته شده است

آخ لِیْلَرَم آخ لِیْلَرَم..

  • نیلوبلاگ

    ساعت دو بود که مامانم برگشت، دو و پنجدقیقه عمو داریوش زنگ زد، من گوشی رو برداشتم گفت هست؟ گفتم مامانم آره بابام نه. گفت گوشی رو بده یکیشون عمو، دادم به مامان. صداش از اون ور خط میومد که داشت میگفت دایی فوت کرده. مامانم گوشی از دستش نیفتاد، خم نشد، گریه نکرد، خیره نموند، جیغ نکشید، هیچکاری نکرد! فقط گفت بیاین دنبالم.. بیاین دنبالم.. بهش میگفتم مامان؟ میخوای لباس مشکی راحتی بذارم تو کیفت؟ دستمال...

    ادامه مطلب